ارائه محصولات یا خدمات خوب و مناسب به تنهایی، نمیتواند ضامن موفقیت و بقای یک سازمان یا کسب و کار باشد. هر سازمان و کسب و کاری برای رشد باید نسبت به رقبا یک ویژگی خاص و متمایز داشته باشد. یعنی ارزشی متمایزتر و خاصتر از رقبا به مشتریان خود ارائه دهد.
این ارزش و تمایز که از آن به عنوان مزیت رقابتی نام برده میشود؛ ویژگی و مجموعهای از عواملی است که به شرکتها و کسب و کارها این اجازه را میدهد تا به فروش بیشتر و حاشیه سود بیشتری دست پیدا کنند. همچنین میزان وفاداری مشتریان خود را افزایش دهند.
به همین دلیل، ما در این مقاله از سایت بیزینس تصمیم گرفتیم تا از مفهوم مزیت رقابتی در اقتصاد فراتر رفته و آن را در قالب یک چارچوب استراتژیک برای رشد کسب و کار مورد بررسی قرار دهیم. در ادامه، ابتدا دو نوع اصلی این مزیت را بررسی میکنیم که شامل موارد زیر می شود:
- مزیت نسبی :بر کارایی عملیاتی و مدیریت هزینه تمرکز دارد.
- مزیت متمایز: تمرکز آن بر نوآوری، کیفیت بالاتر و هویت قوی برند است.
بعد از آن نیز، با تکیه بر دیدگاه پیشگامان مدیریت استراتژیک مثل مایکل پورتر استراتژیهای اصلی برای دستیابی به مزیت رقابتی را مورد بررسی قرار میدهیم. همچنین تمامی اطلاعات لازم برای مدیریت استراتژیک منابع داخلی سازمان را در اختیار شما قرار خواهیم داد تا بتوانید یک مزیت رقابتی پایدار را در کسب و کار خود ایجاد کنید.
مزیت رقابتی چیست
این مزیت به هر نوع ویژگی و خصوصیتی گفته میشود که به شرکتها و کسب و کارها این امکان را میدهد تا در مقایسه با رقبا عملکرد بهتری داشته باشند. به دنبال آن نیز، به فروش بیشتر با حاشیه سود بالاتری دست پیدا کنند. شرکتها و کسب و کارها برای رسیدن به این امر میتوانند از شیوههای متعددی مثل ارائه قیمتهای پایینتر، بالا بردن کیفیت محصول یا خدمات، نوآوری در تولید محصولات جدید، ارائه خدمات استثنایی به مشتریان و غیره استفاده کنند.
به بیان ساده تر، مزیت رقابتی مثل یک ابزار فوقالعاده -برای خلق ارزش بیشتر (سود و درآمد) برای یک شرکت و سهامداران آن- است که بقیه رقبا ندارند. این ابزار میتواند به دو صورت زیر باشد:
-
- مزیت نسبی :
این مزیت به این موضوع اشاره دارد که یک شرکت بتواند در مقایسه با رقبا یک محصول تولید کرده یا خدماتی ارائه دهد که کارآمدتر باشد. به زبان سادهتر، محصول یا خدماتی ارائه دهد که ارزانتر و با کیفیت بالاتری تولید شده باشند.
تولید محصولات کارآمدتر تا حد زیادی باعث به دست آوردن حاشیه سود بیشتر نیز میشود.
-
- مزیت تفاضلی
این مزیت رقابتی که به آن مزیت تمایز هم، می گویند؛ زمانی اتفاق میافتد که محصولات ارائه شده یک شرکت در مقایسه با رقبا، هم خاصتر و منحصر به فردتر است؛ هم اینکه کیفیت بسیار بالاتری دارد.
به عنوان مثال، مزیت رقابتی اپل تفاضلی است. اپل به خاطر تولید محصولات نوآورانه و جدید با کیفیت بالا و طراحی خاص مانند آیفون؛ همچنین استفاده از کمپینهای بازاریابی بسیار هوشمندانه، موفق به ساخت یک برند مشهور و معروف شده است.
مزیت رقابتی پایدار چیست
مزیت های رقابتی در حالت عادی (مثل ارائه دادن یک تخفیف بزرگ به مشتریان) موقتی هستند. رقبا نیز، خیلی سریع میتوانند از آن تقلید کنند. این در حالی است که هرچه مزیت های رقابت پایدارتر باشند؛ رقبا نمیتوانند به راحتی آن را کپی کنند.
به همین خاطر است که به عنوان “راز ماندگاری کسب و کارها” شناخته میشوند.
در حقیقت، مزیت رقابتی پایدار به تمامی داراییها، ویژگیها و قابلیتهای منحصر به فرد یک کسب و کار (مثل یک فرهنگ سازمانی قوی) اشاره دارد که کپی کردن و تقلید از آن ها برای رقبا سخت و دشوار است. این غیرقابل تقلید بودن به شما این امکان را میدهند تا همیشه بهتر از رقبا، بتوانید نیازهای مشتریان خود را برآورده کنید. در نتیجه بهترین گزینه انتخابی برای مشتریان خود باشید.
بدون داشتن این مزیت پایدار، کسب و کار شما خیلی سریع در شلوغی بازار گم میشود و تفاوتی با دیگران نخواهید داشت.
معرفی انواع مزیت های رقابتی پایدار
مایکل پورتر در سال ۱۹۸۵ در کتاب مهم خود مسیر اصلی برای دست پیدا کردن به مزیت های رقابت پایدار را معرفی میکند. این سه مسیر و شیوه که از آن ها به عنوان «استراتژیهای عمومی پورتر» نیز نام برده میشود؛ در حقیقت بنیان و اساس تصمیم گیری استراتژیک شما برای کسب و کار به حساب میآیند. لذا شما برای موفقیت بلند مدت کسب و کار خود، باید یکی از سه نوع استراتژی مزیت رقابتی را به عنوان هسته اصلی استراتژی کسب و کار خود انتخاب کنید. سپس از تاثیرات آن که متمایز شدن از رقبا و به دنبال آن پیروزی در بازار است، بهرهمند شوید.
از انواع مزیت رقابتی پورتر که میتوانید برای کسب و کار خود انتخاب کنید، عبارتند از:
-
تمایز (Differentiation)
تمایز رایجترین شکل مزیت های رقابت به حساب می آید که زیاد درباره آن میشنویم. هدف این مزیت پایدار، ایجاد تفاوتهای کلیدی بین کسب و کار شما و رقبا است تا محصول یا برند شما در مقایسه با رقبا خاصتر و بهتر به نظر برسد. تا جایی که مشتری حاضر به خرید آن حتی به قیمت بالاتر باشد.
این تفاوت میتواند به خاطر یکی از موارد زیر باشد:
- کیفیت محصول
- تصویر برند
- ویژگیهای منحصر به فرد
- بازاریابی
- و …
شرکتهای نرمافزاری (مثل شرکتهای ارائه دهنده نرمافزار سازمانی و ارائه دهندگان راه حلهای اتوماسیون اداری) برای ساخت مزیت رقابتی تمایز ،تمرکز خود را بر توسعه ویژگیهای منحصر به فردی میگذارند که نیازهای خاص مشتریان را برطرف میکنند. این کار به شرکتها امکان دقیقتر و سریعتر انجام دادن کارها و ایجاد مزیت رقابتی در اتوماسیون اداری را میدهد. این خود یک برتری رقابتی برای شرکتهای نرمافزاری به حساب میآید.
علاوه بر این، یک مزیت و برتری رقابت ثانویه به نام مشتری مداری را نیز به دنبال دارد. مزیتی که یک ویژگی و نقطه قوت بسیار بزرگ برای مشتریان امروزی که به دنبال تایید و توجه گرفتن از برندهای مورد علاقه خود هستند، به حساب میآید.
-
رهبری هزینه (Cost Leadership)
برخی شرکتها با سادهسازی امور مالی خود، با دقتی مثال زدنی مزیت رقابتی فروش ایجاد میکنند. آنها سعی میکنند با کاهش ضایعات، سادهسازی زنجیره تامین و افزایش کارایی عملیاتی تا جای ممکن، هزینههای تولید را کاهش دهند. سپس به واسطه این صرفهجوییها در هزینه، بتوانند محصولات یا خدمات خود را با قیمتی پایینتر به مشتریان ارائه دهند.
از مزایای استراتژیک این مزیت رقابتی مایکل پورتر که به آن، مزیت نسبی یا رقابت بر سر هزینه نیز گفته می شود؛ این است که شرکت ها میتوانند مشتریان جدیدی جذب کنند. مشتریان جدیدی که به دنبال کاهش هزینههای زندگی خود در یک شرایط اقتصادی دشوار و متلاطم هستند.
به دنبال آن وفاداری مشتریان به برند خود را افزایش دهند. زیرا مشتریانی که به دنبال قیمت پایین هستند؛ خرید را مجدداً تکرار میکنند. علاوه بر این، اغلب تبلیغات دهان به دهان را نیز برای کسب و کار و برند شما انجام میدهند.
-
تمرکز (Focus)
این مزیت رقابتی از دیدگاه پورتر زمانی اتفاق میافتد که یک شرکت به جای تلاش برای جذب کردن کل بازار، تمرکز خود را بر روی جذب بخش یا گوشه کوچکی از بازار (یک “نیچ” یا Niche)))، میگذارد. یعنی تمامی محصولات، خدمات یا تلاشهای بازاریابی خود را در جهت تامین نیازهای آن بخش از کل بازار تنظیم میکند.
این استراتژی به شرکتها و کسب و کارها این اجازه را میدهد تا نیازهای قابل اعتمادترین مشتریان خود را شناسایی کرده؛ سپس در جهت برآورده کردن آن ها اقدامات لازم را انجام دهند. این کار در مقایسه با هدف قرار دادن کل بازار، به تلاش و کوشش بیشتری نیاز دارد. اما نتایج بسیار مثبتی در جهت افزایش رضایت مشتری و بالا بردن میزان سودآوری شرکت خواهد داشت.

چارچوب مزیت رقابتی پورتر
مایکل پورتر یک مسیر و چهارچوب طراحی کرده است تا کسب و کارها بتوانند بعد از انتخاب یک مزیت رقابت گفته شده در بالا (تمایز، رهبری هزینه و تمرکز)، آن را با موفقیت اجرا کنند. در نتیجه به مزیت و برتری پایدار برسند.
این چهارچوب تحلیلی به شرکتها و کسب و کارها این امکان را میدهد تا:
- در ابتدا صنعت خود را تجزیه و تحلیل کنند.
- سختی رقابت در آن حوزه را درک کنند.
- منابع و امکاناتی را شناسایی کنند که با استفاده از آن میتوانند محصولات یا خدمات را از رقبا متمایز کنند.
- برای دست پیدا کردن به اهداف، موفقیت در بازار و رشد پایدار و بلندمدت، یک برنامه استراتژیک مدون تدوین کنند.
برای تحقق پیدا کردن این اهداف حیاتی. همچنین اجرا کردن موفقیت آمیز استراتژی، چارچوب انواع مزیت رقابتی پورتر شامل سه عنصر کلیدی زیر می شود:
-
تحلیل صنعت و شناخت رقبا
در اولین مرحله، باید ساختار و وضعیت فعلی صنعتی که کسب و کار شما در آن فعالیت میکند را با دقت تجزیه و تحلیل کنید. یعنی متوجه شوید که در محیط اطراف کسب و کار شما چه فعالیتهایی انجام میشود. دقیقاً مثل یک بازیکن که قبل از وارد شدن به زمین باید از چیزهایی مثل اندازه زمین، تعداد بازیکن و قوانین بازی مطلع باشد.
هدف از این کار، این است که به درک کاملی از این موضوع برسیم که کسب درآمد در صنعت انتخابی ما تا چه حد آسان یا سخت است.
برای انجام این کار باید به جای تمرکز بر روی مزیت رقابتی محصول یا خدمات خود، ۵ نیروی اصلی در صنعت انتخابی را بررسی و تحلیل کنید که شامل موارد زیر میشود:
- رقبا: باید بدانید که رقابت در صنعت انتخابی تا چه حد شدید است.
- مشتریان: ببینید که مشتریان تا چه اندازه قدرت پایین آوردن قیمتها یا درخواست دریافت خدمات بیشتر را دارند.
- تامین کنندگان: بدانید که تامین کنندگان تا چه اندازه قدرت بالا بردن قیمت مواد اولیه را دارند.
- تازه واردان: ببینید تا چه حد آسان و راحت است که یک شرکت جدید وارد بازار شده و تبدیل به رقیب شما شود.
- جایگزینها: بدانید که آیا محصول یا خدماتی وجود دارد که مشتریان خیلی راحت آن را جایگزین محصول شما کنند یا خیر.
این تحلیل صنعت به شما این امکان را میدهد تا فرصتها (جایی که میتوانید در آن موفق شوید) و تهدیدها (موانعی که باعث شکست شما میشوند) را قبل از تدوین استراتژی شناسایی کنید.
تحلیل صنعت برای رسیدن به مزیت رقابتی با مثال
فرض کنید مدیریت یک شرکت تولید کننده موبایل را بر عهده دارید. در این زمان، برای رسیدن به مزیتهای رقابت نباید فقط به طراحی یه گوشی زیبا فکر کنید. بلکه باید شرایط کلی بازار نظیر موارد زیر را در نظر بگیرید:
-
- حاشیه سود: بررسی کنید که رقبا از فروش هر گوشی چقدر سود خالص (حاشیه سود) به دست میآورند. در صورتی که این حاشیه سود، بسیار پایین و رقابت زیاد باشد، باید در مورد هزینهها مدیریت بهتری داشته باشید.
- هزینه قطعات: بدانید که در صورت سفارش حجم بالایی از قطعات (مثلاً هزاران نمایشگر) هر قطعه تا چه حد پایین میآید. همچنین بررسی کنید که رقبای شما (که امکان دارد کسب و کار بزرگتری داشته باشند) با چه قیمتی قطعات خود را تهیه میکنند.
- سرعت نوآوری: بررسی کنید که رقبای شما هر سال با چه سرعتی گوشیهای جدیدتر با ویژگیهای بهتر را به بازار معرفی میکنند.
این کار به شما کمک میکند تا از این موضوع که قواعد بازی در این صنعت تا چه اندازه سختگیرانه است، مطلع شوید. همچنین بدانید که در صورت کنترل نکردن هزینهها و نداشتن نوآوری خیلی سریع از بازار حذف خواهید شد. علاوه بر این، فرصتهای واقعی برای متمایز شدن و تهدیدهای بزرگی که باید از آن ها دوری کنید را مشخص میکند.
-
انتخاب استراتژی های عمومی
بعد از تحلیل بازار و رقبا نوبت به انتخاب یکی از استراتژیهای عمومی میرسد. یعنی باید یکی از انواع مزیتهایی که در اختیار دارید (در بخش معرفی انواع مزیت های رقابتی پایدار به آن اشاره کردیم) را انتخاب کنید:
این مزیتها همانطور که گفتیم شامل موارد زیر میشود:
-
- مزیت رقابتی رهبری هزینه: ارزان تر فروختن از همه رقبا
- تمایز: بهتر یا متمایز بودن از تمامی رقبا
- تمرکز: موفقیت در به دست آوردن یک گوشه کوچک از بازار
به عنوان مثال، در صورتی که شما یک سوپر مارکت بزرگ را اداره میکنید. با توجه به اینکه دستههای مختلفی از محصولات را میفروشید؛ میتوانید مزیت تمرکز (که به انتخاب گروههای خاصی از مشتریان اختصاص دارد) را از استراتژی خود حذف کنید.
اما در صورتی که بخواهید:
-
- مزیت رهبری هزینه را انتخاب کنید: باید از قدرت چانه زنی بسیار بالایی برخوردار باشید تا بتوانید کالاها را بسیار ارزان از تامین کنندگان بخرید؛ در نتیجه بتوانید در مقایسه با رقبا محصولات خود را با قیمت پایینتری به مشتریان بفروشید.
- مزیت رقابتی تمایز را انتخاب کنید: باید یک برنامه وفاداری عالی طراحی کنید. یا خدماتی خاصی (چون امکان خرید آنلاین و تحویل سریع و … ) را ارائه دهید.
تحلیل زنجیره ارزش
در این مرحله شما باید به درون کسب و کار خود نگاه کنید و ببینید پول و بودجه دقیقاً در کجا خرج میشود. همچنین کدام قسمت از کسب و کار ارزش ایجاد میکند. برای این کار در ابتدا باید شرکت و کسب و کار خود را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید. تمامی کارهایی که انجام میشود از زمان خرید مواد اولیه تا ارائه خدمات پس از فروش به مشتریان را نیز، قدم به قدم مورد بررسی و تحلیل قرار دهید.
سپس بررسی کنید که در هر یک از مراحل تا چه حد میتوانید هزینهها را کاهش دهید. یا ارزش بیشتری برای مشتریان خود خلق کنید.
به عنوان مثال، در یک سوپرمارکت فعالیتها و کارهایی که باید مورد بررسی قرار دهید، به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
-
- فعالیتهای اصلی (مستقیماً در ارتباط با مزیت رقابتی محصول)
- لجستیک ورودی: نحوه خرید و انبارداری محصولات، مدیریت روابط با تامین کنندگان، مذاکره درباره قیمتها و …. باید از خود بپرسید که آیا میشود این کارها را با هزینه کمتر انجام داد؟
- عملیات: پر کردن مجدد قفسهها، مدیریت موجودی، نمایش محصولات و غیره به چه شکل است؟ آیا میتوان فعالیتهای این بخش را سریعتر و با هزینه کمتر انجام داد؟
- خدمات: بررسی کنید که آیا فرایند پرداخت، تحویل محصول، تبلیغات دیجیتال، روابط با مشتری، پشتیبانی از مشتریان، کمک به آن ها برای پیدا کردن محصولات، پاسخگویی به سوالات و رسیدگی به شکایات و … میتواند بهتر صورت بگیرد یا خیر.
- فعالیت های پشتیبانی (تقویت مزیت رقابتی )
- توسعه فناوری: بررسی کنید که آیا می توان با بهبود عملیات و تجربه مشتری از طریق سرمایهگذاری در فناوریها و سیستمهای تجاری جدید کارها را سریع تر و بهتر انجام داد؟
- منابع انسانی: آیا می توان با استخدام، آموزش کارکنان، تدوین حقوق و مزایا، اجرای برنامههای رفاه کارکنان و مدیریت روابط کارکنان، خدمات بهتری ارائه داد؟
- فعالیتهای اصلی (مستقیماً در ارتباط با مزیت رقابتی محصول)
چارچوب تجزیه و تحلیل مزیت رقابتی viro
در تعریف مزیت رقابتی متوجه شدیم که داشتن این مزیت برای موفقیت هر کسب و کاری ضروری است. اما با توجه به این موضوع که رقبا دائماً در حال پیشی گرفتن از ما هستند؛ چطور باید مطمئن شویم که سازمان یا کسب و کار ما میتواند مزیت خود را به صورت پایدار و بلند مدت حفظ کند. پاسخ این سوال در شناخت کامل ویژگی مزیت رقابتی سازمان یا کسب و کار است.
ما برای شناخت مزیتهای کسب و کار خود به تحلیل viro احتیاج داریم.
viro در حقیقت یک ابزار برای ارزیابی داخلی و نگاه کردن به درون شرکت است. ما میتوانیم برای غربال کردن منابع شرکت از آن استفاده کنیم. زیرا این ابزار به ما این امکان را میدهد تا متوجه شویم که منابع و مزیتهای کسب و کار مثل فناوری، برند، نیروی کار و … میتوانند یک مزیت استراتژیک و پایدار باشندیا خیر.
viro به جای تمرکز و اهمیت دادن بر مزیت رقابتی موقت مثل تخفیف دادن و … به ما کمک میکند تا مزایایی را انتخاب کنیم که تقلید کردن و کپی کردن از آن ها برای رقبا بسیار دشوار است.
برای درک این موضوع که ابزار تجزیه و تحلیل viro چگونه به ما امکان ارزیابی مزیتهای پایدار را میدهد. همچنین چگونه میتواند به عنوان فیلتر نهایی استراتژیهای پورتر عمل کند؛ در ادامه چهار عنصر تشکیل دهنده آن و دلیل اهمیت هر یک از آن ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

-
ارزش (Value)
اولین و اساسی ترین معیار در چارچوب viro تعیین این موضوع است که آیا یک منبع یا قابلیت داخلی شرکت مانند فناوری، برند یا نیروی کار و … ارزش افزوده ایجاد میکند یا خیر. منظور از ارزش این است که آیا منبع به شرکت این امکان را می دهد تا کارایی، اثربخشی یا عملکرد کلی سازمان را به گونهای بهبود بخشد که مزیت رقابتی ایجاد کند؟
منابعی که برای سازمان و کسب و کار ما ارزش ایجاد میکنند به ما این امکان را میدهند تا:
-
- نیازهای مشتریان را بهتر برآورده کنیم.
- عملیات داخلی را ساده سازی کرده و هزینهها را کاهش دهیم.
- کیفیت محصولات را افزایش دهیم.
- تهدیدات خارجی مانند حرکت رقبا را خنثی کنیم.
- مطمئن شویم که فعالیتهای ما در راستای اهداف بلند مدت و استراتژیک شرکت است.
- بتوانیم از فرصتهای جدیدی که در بازار پیش میآید، نهایت استفاده را ببریم.
به صورت کلی ارزش پایه و اساس ایجاد مزیت رقابتی پایدار را فراهم میکند و بدون آن پایداری امکانپذیر نیست.
برای سنجش این موضوع که یک منبع یا قابلیت داخلی شرکت، ارزش ایجاد میکند یا خیر؟ باید به سوالات زیر پاسخ دهید:
-
- آیا این منبع به ما در ارائه دادن محصولات یا خدمات بهتر به مشتریان کمک میکند؟
- آیا به ما امکان سادهتر، کارآمدتر و مقرون به صرفهتر انجام دادن عملیات و فعالیتها را میدهد؟
- آیا به ما امکان تصاحب کردن فرصتهای بهتر بازار نسبت به رقبا را میدهد؟
در صورت مثبت بودن پاسخ این سوالات، به احتمال زیاد منبع مورد نظر ما ارزش ایجاد میکند و مستقیماً منجر به بهبود عملکرد سازمانی و مالی شرکت میشود. پس میتواند اولین گام ما برای خلق و رسیدن به یک مزیت رقابتی پایدار باشد.
-
نادر بودن (Rarity)
بعد از تعیین ارزش، گام حیاتی بعدی ارزیابی نادر بودن آن است. زیرا یک منبع ارزشمند، فقط در صورتی باعث ایجاد مزیت های رقابت میشود که کمیاب باشد و به صورت گسترده در اختیار رقبا نباشد.
نادر بودن یعنی اینکه فقط تعداد کمی از شرکتهای رقیب به منبع یا قابلیت ارزشمند مورد نظر ما دسترسی داشته باشند. زیرا این کمیابی است که باعث معنادار شدن دیدگاه استراتژیک ما میشود.
در صورتی که یک منبع یا قابلیت در سراسر صنعت مورد استفاده قرار میگیرد؛ ممکن است بهترین شیوه یا بهترین عملکرد به حساب بیاید. اما باعث متمایز شدن سازمان و کسب و کار شما از رقبا نمیشود.
برای ارزیابی کردن نادر بودن، جمع آوری کردن اطلاعات رقابتی، یک کار بسیار حیاتی است. تحقیق کنید و ببینید که کدام یک از رقبا به منابع و قابلیتهای مشابه دسترسی دارند. در صورتی که فقط یک یا دو رقیب به آن منبع ارزشمند دسترسی داشته باشند؛ آن منبع از ویژگی نادر بودن برخوردار است.
نمونههایی از منابع نادر که میتوانند پایه و اساس و ایده مزیت رقابتی شامل موارد زیر می شود:
-
- فناوری اختصاصی (Proprietary Technology)
- مشارکتها/کانالهای توزیع منحصر به فرد
- مالکیت معنوی محافظتشده
- تأمین مواد اولیه تخصصی
- استعدادهای بسیار ماهر متخصص
-
قابلیت تقلید (Imitability)
سومین جنبه از تحلیل viro قابلیت تقلید را مورد بررسی قرار میدهد. یعنی تمرکز آن بر مشخص شدن این موضوع است که کپی کردن یا جایگزینی یک منبع ارزشمند و نادر، تا چه حد برای رقبا آسان یا دشوار است.
زیرا مزیت رقابتی پایدار به شدت به این موضوع بستگی دارد که رقبا نتوانند منبعی را که سازمان و کسب و کار ما را از دیگر رقبا متمایز میکند، کپی یا از آن تقلید کنند.
چندین عامل کلیدی وجود دارد که باعث دشوار شدن تقلید از یک منبع میشود که عبارتند از:
-
- حمایتهای قانونی یا نظارتی مانند حق ثبت اختراع، علائم تجاری و حق چاپ
- دانش تخصصی و انحصاری
- ابهام علّی پیرامون عوامل کلیدی موفقیت
- فرهنگ یا استعداد منحصر به فرد شرکت
- هزینههای ثابت بالا یا سرمایهگذاریهای کلان
هدف نهایی ما از این کار،، شناسایی منابعی است که موانع قوی و محکمی دارند که تقلید از آن ها را پرهزینه، زمانبر یا غیرممکن میکند. بدون این موانع، رقبا میتوانند به سرعت نوآوریهای شرکت و کسب و کار ما را کپی کرده. در نتیجه منحصر به فرد بودن شرکت و سازمان ما را از بین ببرند.
-
سازماندهی
در نهایت تحلیل viro این موضوع را بررسی میکند که آیا سازمان و کسب و کار ما ساختار، تجهیزات و آمادگی لازم برای استفاده از منابعی که ارزشمند، نادر و غیر قابل تقلید شناسایی شدهاند، را دارد یا خیر. زیرا حتی اگر یک شرکت از بهترین منابع (فناوری، برند، استعداد) برخوردار باشد. اما سیستم و فرایندهای داخلی آن توانایی بهرهمندی از این منابع را نداشته باشد؛ وجود مزیت رقابتی بیمعنی خواهد بود.
برای ارزیابی سازمان و کسب و کارها باید از وجود موارد زیر مطمئن شد:
-
- مدیریت میداند که چطور باید از منابع به بهترین شکل استفاده کند.
- کارکنان توانمند و دارای اختیارات لازم هستند.
- زیرساخت و فناوریهای شرکت به صورت کامل از قابلیتهای اصلی پشتیبانی میکند.
- فرهنگ سازمانی از ارزشهایی چون نوآوری و انعطاف پذیری حمایت میکند.
- پاداشها، انگیزهها، معیارها و سیستمهای تشویقی شرکت با منابع کلیدی همسو هستند.
قدرت سازماندهی به این معنی است که شرکتها میتوانند به سرعت به تغییرات بازار پاسخ دهند. در عین حال نیز، از منابع خود حداکثر استفاده را برای ایجاد ارزش و مزیت رقابتی ببرند.
سازماندهی آخرین مرحلهای است که منابع ارزشمند، نادر و غیرقابل تقلید شرکت و کسب و کار شما را از حالت بالقوه به حالت عملی و قابل استفاده در رقابت تبدیل میکند.
سخن آخر
مزیت رقابتی در بازاریابی ،صرفاً یک هدف مقطعی نیست. بلکه فرایندی است که سازمان ها و شرکت ها را مجبور می کند تا برای رشد و بقا دائما به دنبال تغییر باشند. فقط سازمان ها و کسب و کارهایی می توانند به مزیت های پایدار و طولانی مدت دست پیدا کنند که نه تنها توانایی طراحی یک استراتژی هوشمندانه را دارند؛ بلکه با ایجاد نوآوری مستمر، ارائه خدمات مشتری عالی و سازماندهی داخلی کسب و کار، مزیت استراتژیک خود را در برابر حملات رقبا حفظ و تقویت کنند.
مشاوران کسب و کار ما در مجموعه سیم بیزینس می توانند به شما کمک کنند تا این دو مفهوم را با یکدیگر گره بزنید. متخصصان ما با تکیه بر تجربه کاری خود، به شما کمک میکنند تا از تحلیلهای عمیق VRIO استفاده کنید و استراتژی های پورتر را شناسایی کرده؛ سپس مزیت خود را به صورت پایدار در بازار حفظ کنید.
سوالات متداول
مزیت های رقابتی چیست ؟
برای اینکه مزیت رقابتی را توضیح دهید باید بگویید که این مزیت، تمامی ویژگی ها و قابلیت های خاص یک شرکت است که باعث می شود شرکت در مقایسه با رقبا هم عملکرد بهتری و هم سودآوری بالاتری داشته باشد.
مزیت رقابتی در اتوماسیون اداری برای شرکت های خدماتی چیست؟
این مزیت به توانایی سازمان در رهبری هزینه و سرعت عمل اشاره دارد. اتوماسیون اداری، فرآیندهای داخلی نظیر پذیرش مشتری یا حسابداری را تا حدی کارآمدتر میکند که شرکت ها بتوانند خدمات خود را خیلی سریعتر؛ همچنین با هزینه عملیاتی بسیار پایینتر از رقبا ارائه دهند و در بازار برتری کسب کند.
مزیت رقابتی محبوب بین کارکنان چیست؟
این مزیت به معنای ایجاد کردن یک محیط کار جذاب و خاص است. این محیط به دلایلی چون فرهنگ سازمانی عالی، انعطافپذیری، فرصتهای رشد، یا تعادل بین کار و زندگی، باعث جذب و حفظ بهترین استعدادها می شود. در نتیجه مستقیما منجر به نوآوری و کارایی بالا می شود که تقلید از آن برای رقبا دشوار است.
تعریف مزیت رقابتی از دیدگاه پورتر چیست؟
این مزیت یعنی اینکه شرکت ها با اجرا کردن یکی از دو استراتژی اساسی یعنی رهبری هزینه و تمایز، همراه با تمرکز، به صورت مداوم نرخ بازدهی سودآوری بالاتری در مقایسه با میانگین صنعت خود به دست آورید.
مزیت رقابتی برای مشتریان چه میتواند باشد ؟
مزیت یک شرکت برای مشتریان به معنای ارزش منحصر به فردی است که شرکت ارائه میدهد و باعث میشود مشتریان آن را به رقبا ترجیح دهند.



